فقط همینو بس
فعلا خداحافظ
باز هم سلام
صدها و هزاران بار سلام
بگید سلام تا بریم به موضوع امروز و این هفتمون...
و
اما...
تا حالا شده به معنی "سلام" فکر کنید؟
جدا "سلام" یعنی چی؟
خب، جواب این سوال یه روز به طور اتفاقی به من رسید...
ماجرا از این قرار بود که من داشتم تو اینترنت دنبال یه تحقیق میگشتم و تو یکی از صفحاتی که باز کردم، معادل های زبانی عبارات خارجی رو به زبان انگلیسی گذاشته بودن مثلا برای خداحافظ ایرانی ها نوشته بود: “God save you” یعنی "خدا به همراهت باد" و برای سلام هم یه هم چین معادلی گذاشته بود که این بود: “Peace be upon you” یعنی این که "درود (و رحمت خدا) بر تو باد".
به نظر من این معنا خیلی جالب بود و اون وقت بود که یادم اومد یه زمانی یکی از معلم هام برام تعریف کرده بود: در زمان حضرت محمد، مسلمانان برای این که همدیگر رو از کافران شناسایی کنند (تمییز بدهند)، استفاده از این کلمه رو به نصیحت حضرت ختمی مرتبت (ص) شروع کردند و معنای این کلمه هم این بود که: "از من به تو آزاری نمی رسد".
پس سلام بر همه شما خوانندگان محترم و دوستان عزیز
سلام و هزاران بار سلام...
و درود و دوصد بدرود تا هفته ای دیگر و مطلبی جدیدتر
سلام. خوب هستید.؟امیدوارم یه کم به این مساله ف ی ل تر کردن که دوستم بهش اشاره کرد بیشتر توجه کنند.چون واقعا در مورد بعضی سایت ها بی مورد انجام میشه چون اصلا نه مشکل اخلاقی داره و نه س ی ا س ی. ما توی این وبلاگ قرار گذاشته بودیم که فقط عقایدمون روبگیم ولی این نرم افزار کارش واقعا حرف نداره. حداقل وقتی خونه هستی از شر ف .ی. ل تر شدن سایت های علمی و موزیک و.. که بی مورد انجام شده راحتی و نیازی هم به جستجو دنبال سایت ف .ی .. ل ...تر شکن نداری.حجمش هم کمه.خودم استفاده کردم راضی هستم. ولی در مواردی که از سیستم دانشگاه استفاده میکنی باید دنبال روش دیگه ای باشی. امید وارم بتونه مشکلتو یه کم حل کنه دوست عزیز.
*توجه : اگر این برنامه را فعال کنید ، همیشه باید فعال بماند و اگر فعال نباشد هیچ صفحه ای باز نمیشود!

حجم نرم افزار 154kb
مدت زمان دانلود : حد اکثر 2 دقیقه
منبع:www.iranweb.2ir.ir
سلام به همگی
امیدوارم که خوب و خوش و خرم بوده و باشید
بحث امروزمون برمیگرده به سایت های اینترنتی و ف ی ل ت ر کردن اونها
چند روز پیش بود که قصد داشتم یه تحقیق بگیرم راجع به سوپر استارهای جهان
البته تحقیق من به زبان انگلیسی بود و خب کلمه معادل انگلیسی که من در گوگل سرچ کردم کلمه “celebrity” بود که با نهایت تعجب متوجه شدم که کلیه سرچ های مربوط به این کلمه ف ی ل ت ر شده اند. جالب اینجاست که این کلمه موضوع بحث کلاس زبان ما در جلسه آینده بود و وقتی که به استادمون گفتیم که فلان کلمه ف ی ل ت ر شده بود استادمون هم نزدیک بود از تعجب شاخ در بیاره!
خب، این فقط نمونه ای از کلمات عام هست که ف ی ل ت ر میشن و من حتی یه مدت پیش وقتی به سایت سازمان سنجش به نشانی sanjesh.com سر زدم دیدم که این سایت رو هم ف ی ل ت ر کردن و جالب اینجاست که دیگه این سایت کاملا مال خود مسئولان نظام و کشور محسوب میشه
البته این سایت یه مدت باز شد و دوباره بستنش و دلیلش هم معلوم نشد و احتمالا نخواهد شد.
از این که بگذریم من حتی از دبیری توی دبیرستان شنیدم عبارت “X ray” هم حتی ف ی ل ت ر شده و وقتی خودم سر زدم اون موقع دیدم که دبیرمون درست میگفته
خب از این مثال ها که گذر کنیم میرسیم به این بحث که چرا باید سایت های اینترنتی با چنین بلایی مواجه بشن؟
البته من طرفدار پر و پا قرص ف ی ل ت ر کردن سایت های غ ی ر ا خ ل ا ق ی هستم ولی دلیل نمیشه که به بهونه ف ی ل ت ر کردن این سایت ها بیان و سایت های تحقیقاتی رو هم ببندن و حتی به سایت هایی که مال خودشون هست هم رحم نکنن و از طرفی با اعصاب هزاران جوان و غیر جوان ایرانی بازی کنن که وقتی من میخوام در مورد کلمه ای نظیر celebrity سرچ بگیرم با پیام در ظاهر محترمانه و در باطن از صد تا فحش بدتر بر روی سایت ها مواجه بشم و بعد برای کینه جویی هم که شده برم و از ف ی ل ت ر ش ک ن استفاده کنم و بعد بگم دیدین نتونستین هیچ کاری کنین؟ (البته اخیرا دست یابی به همین ف ی ل ت ر ش ک ن ها هم سخت شده و برای همین هم بود که من نتونستم در مورد celebrity سرچی بگیرم و در نتیجه به استادمون بگم که فلان کلمه ف ی ل ت ر شده بود.)
خب بحث رو باز هم زود به پایان میرسونم تا شما رو خسته نکنم و نتیجه گیری رو مطابق معمول به خود شما خواننده گرامی وا میگذارم.
درود و دو صد بدرود
سلام بر دوستای خوبم
حالتون خوبه؟
چی کارا می کنید؟
خیلی کم پیدایید؟
خوب از این تعارفات روزمره و وقت پر کن که بگذریم می رسیم به یه نکته خیلی کوتاه
فکر کنم همه وبلاگ نویس ها در جریان باشنکه چند روزیه که یه امکان جدید به سیستم اضافه شده تحت این عنوان که "نظر شما راجع به وبلاگ های برتر چیست؟".
خوب به نظر من دوستان عزیز باید در انتخاب وبلاگ های مورد نظر خودشون پارتی بازی نکنن و حق رو به حق دار بدن تا شاید در آینده ای نزدیک حمایت خاصی از این جور وبلاگ ها بشه
دیگه بیشتر از این وقت شما عزیزان رو نمی گیرم و در واقع خودم هم وقت بیشتر از این ندارم
خدای اطلسی ها یارتان باد...
حالتون که خوبه؟ خب، الحمدلله
امروز میخوام چند تا نکته رو اشاره کنم
امیدوارم که خوشتون بیاد
اول از همه، در مورد پست قبل و کامنت یکی از دوستان
من این کامنت رو علی رغم داشتن اشتباهات بزرگ تایید کردم و دلیل تایید کردن این کامنت هم فقط برای احترام گذاشتن به نظر دوستم بود
اما...
جواب این کامنت رو اینجا میدم
دوست عزیزم فرموده بود که ما خودمون نخوندیم
من می خوام به این دوست خوبم بگم که به نظر شما خوندن 40 ساعت در هفته به طور میانگین کمه؟؟؟؟
اون هم وقتی که آدم کلاس و مدرسه هم داشته باشه؟؟؟؟؟
اینو فقط میگم تا گفته باشم، دوست عزیزم، شاید شما کم کاری کردی و شاید از کار خودت رضایت نداشتی، اما من کم نذاشتم، من با تمام قوام خوندم و درسته که یه مدت کم اوردم ولی اون مدت خیلی کوتاه بود و خودم هم بعدا جبرانش کردم و در پایان هم خودم از میزان تلاشم راضی بودم و هم خونوادم از میزان تلاش من راضی بودند (میگی نه؟؟؟ ازشون بپرس!!!)
به هر حال امیدوارم این دوست خوبم هرکجا که هست سلامت باشه و دیگه در مورد دیگران خیلی راحت قضاوت نکنه...
به قول یه بزرگی : خداوندا به من این قدرت را عطا کن که اگر خواستم در مورد راه رفتن دیگری چیزی بگویم اول خود قدری با کفش هایش راه رفته باشم...
خب بحث دوم...
البته این بحث به هیچ وجه شکواییه نخواهد بود (آخه یکی از خوانندگان محترم فرموده بودن اسم وبتون عرفانیه ولی توش که میایم می بینیم شما از زمین و زمان شکایت دارین!!!)
پس شروع میکنم با نام و یاد او که هرچه دارم از اوست...
همون طور که شما دوستان خوب می دونید سال آینده انت خاب ات ریا ست جمه ور یه و هنوز حدود 9 ماه تا شروع این انت خاب ات باقی است...
اما در دانشگاه از همین الآن گروه ها و ح ز ب های مختلف دست به کار شدن و تا می تونن از رقبای خود بد می گن و از خود خوبی
جالب این جاست که هنوز نه به داره نه به باره که این همه بحث س ی ا س ی داغ شده، اون هم توی محیط علم و فرهنگ
هر چی میتونن از همدیگه بد میگن و اسم خودشون رو هم میذارن دانشجو، فرهنگی و ...
یکی طرفدار آقای ق... هستش یه سره میاد و از آقاین خ... و ک... و ا... بد میگه و یه سره هم توی اتاق ما خوابیده
آخه تو که نمی تونی درست فارسی حرف بزنی و به نامزد میگی نومزاد
تو که عقل و شعور س ی ا س ی ت توی چند تا جمله است که از کتاب ها حفظ کردی
تو چته دیگه؟؟؟؟ چرا سنگ دیگران رو به سینه می زنی و برای خودت فحش و ... می خری؟
تویی که نمی تونی یه قاشق روغن تو دستت بگیریو کپش میکنی توی دمپایی ها و کفش های بچه های اتاق...
تویی که تا میگن ... میگی فلانی در تاریخ فلان خطاب به فلان فرمودند ... و تویی که یه کلمه از خودت نداری که بگی
تو چطوری به خودت حق میدی در مورد س ی ا س ت حرف بزنی؟؟؟؟؟؟
اینها رو گفتم تا بگم جامعه دانشگاهی چقدر وضعین خرابی داره
البته من نمیگم که نباید بحث س ی ا س ی توی دانشگاه باشه، بلکه برعکس، معتقدم که باید بحث های سیاسی باشه تا شعور س ی ا س ی دانشجویان همراه با علمشون افزایش پیدا کنه و به روز بشه
اما نه این طوری، نه این که هر کی، هر کی رو دوست داره بیاد و از اون خوب بگه و بقیه رو کاملا زیر سوال ببره....
خب من دیگه وقت ندارم...
پس...
نتیجه گیریش با خودتون...
سلام
سلامی پر مهر در آغاز فصل برگ ریزان
و
سلامی پر از نشاط در آغاز فصل مدارس ... سلامی به همان نشاط سال اولی ها...
دوباره اومدم تا مزاحمتون بشم...
اول از همه از دوست عزیزم که در پست قبلی بهم لطف داشت دو تا ممنونم!!! (دو میل می کند به سمت بی نهایت!!!)
دوم این که آمدن عید فطر رو با یک روز تاخیر بهتون تبریک میگم
سوم این که میرم سر اصل مطلب چرا که گفته اند تا سه نشه بازی نشه یا به قول یکی از دوستان
Third time lucky
امروز میخوام یه بحث مشاوره با دانش آموزان پیش دانشگاهی داشته باشم
البته من این قدری نیستم که بخوام چنین جسارتی کنم و به مشاوران محترم مملکت (البته خوباشون) توهینی کرده باشم
بلکه فقط میخوام اطلاعات خودم رو به دانش آموزان دیگه منتقل کرده باشم
من هم پارسال دانش آموز پیش دانشگاهی بودم و خوب چون تجربه امتحان کنکور رو نداشتم با مشکلات بزرگی روبرو شدم و به جرات می تونم بگم که یکی از بزرگتریم امتحان های عمرم رو دادم
اما من هیچ وقت از این امتحان به اندازه کافی اطلاعات نداشتم، دلیلش هم این بود که اطلاع رسانی در منطقه ما با وجود بهترین مشاور منطقه در مدرسمون باز هم خیلی ضعیف بود
من هیچ وقت درک درستی از کنکور پیدا نکردم تا زمانی که وارد جلسه کنکور شدم....
تا زمانی که یک ساعت نگاه کردن به در و دیوار رو برای شروع شدن یک امتحان تحربه کردم و استرس شروع امتحان در درون من ایجاد شد...
بله....
کنکور با هر امتحانی فرق داره
برای من فرق داشت
و برای شما هم فرق خواهد داشت...
نگید که من شاگرد اولم
من تو مدرسمون بهترینم
من تا حالا سر جلسات امتحان استرس نداشتم
نه خیر...
این جا کنکوره
این جا جایی نیست که بخوای خودتو با هم کلاسی هات مقایسه کنی
و این امتحانی نیست که بخوای با امتحان های مدرست مقایسش کنی
و این جا اون قدر زمان نداری که جواب هاتو یه بار چک کنی
و ... و ... و ...
درسته که باید توی کنکور با هم کلاسی هات هم رقابت داشته باشی (البته رقابت سالم) ولی این که تو کلاستون از همه بهتر باشی دلیلی بر بهتر بودن تو توی سطح کشور هم نمیشه
این جا جاییه که باید بگی من دارم با 50000 نفر رقابت میکنم (چون بقیه عموما سیاهی لشگرن)
این جا یه کلاس 400000 نفریه که 50000 دانش آموز قوی مناطق یک و دو و سه توی امتحان پایان ترمش با تمام توان شرکت می کنن و شرط قبولی و ورود به سال بعدش فقط بهتر و بالاتر بودن از بقیه است
این جا جایی نیست که با معدل 12 هم بری سال بعد...
این جا جایی نیست که با ده قبول بشی و باز هم ریاضی فیزیک بخونی...
این جا امتحان کنکوره...
من هم یه شاگرد اول بودم
در تمام طول زندگیم همه منو به عنوان شاگرد اول میشناختن
خرخون کلاس...
و اصطلاحاتی از این قبیل...
ولی همه اینها باعث نشد من توی کنکور موفق بشم
با وجود همه این ها من توی کنکور 26000 شدم
با این که توی کلاسمون باز هم اول بودم ولی دیگه شاگرد اولی کلاس تو کنکور به دردم نخورد
تیرم به هدف نخورد
اون رشته ای که باید و شاید رو نتونستم بیارم
به قول یکی از معلمام ... حیف شد... حیف شد که مهندسی نیوردی...اینو معلمم بهم گفت
و امروز میفهمم که معنی این جمله چیه
بله
حیف شد که مهندسی نیوردم
من توی این رشته ای که الان میخونم چیزی کم نداشتم که بخوام جبرانش کنم
و برای همین هم بود که حیف شد
نمی خوام از خودم تعریف کنم
به جنبه ی تعریفی نگاه نکنین
به این جنبه نگاه کنین که فردای روز کنکور شما حیف نشید
به هدفتون برسید
این هدف رو نمیشه الکی به دست اورد
وقتی تو جلسه امتحان می نشستی 10 دقیقه بعد امتحان شروع میشد
تو اون ده دقیقه یا کتابت دستت بود مرور میکردی یا با دوستات صحبت میکردی
تو کنور یک ساعت باید بشینی نه کتاب بخونی و نه دوستی کنارت باشه که باهاش صحبت کنی
این خودش استرس زاست
خودش کار خیلی ها رو خراب میکنه
همون طور که کار منو خراب کرد
همون طور که اعصاب منو خورد کرد
این امتحان های کنکورهای آزمایشی با این که بد نبودن ولی مشکلاتی داشتن
مشکلشون این بود که اون یه ساعت قبل از شروع آزمون رو نداشتن، این خودش مشکل کمی نیست
این مشکلو شما سعی کنین حل کنین...
یه چیز دیگه...
شاید شما هم مثل من تست های کنکورهای سال های قبل رو میزنید
آفرین به شما
خیلی خوبه
ولی...
هیچ وقت رو درصدتون حساب نکنید
من خودم از ریاضی کنکور سال 86 شصت درصد زدم
اون هم دو روز قبل کنکور ولی تو کنکور 87 کمتر از بیست درصد زدم
این یعنی این که من با بیشتر سوالات کنکور ریاضی 86 آشنایی داشتم که تونستم بزنم
پس هیچ وقت به درصدهاتون اعتماد نکنید
نه این که ریاضیم فقط این طوری شده باشه
من تو همه درس های کنکور خودم نسبت به کنکور سال قبلش که خودم از خودم تو وقت قانونی گرفتم درصد کمتری اوردم
پس حواستون جمع باشه
مطلب دیگه
درس های عمومی رو سهل نگیرید چون تاثیر شگرفی تو کارتون دارن
نگید که من اگر وقتی رو که عمومی میخونم بذارم و اختصاصی بخونم این قدر بیشتر میزنم...نه.... این جوریا نیست
شما همه درس هاتو بخون
از کجا معلوم که روز کنکور همون درس عمومی که نخوندی آسون ترین سوالاتو داشته باشه و تو نتونی بزنی و درس اختصاصی که خوندی سخت ترین سوالات رو داشته باشه و باز هم نتونی بزنی
پس به همه درس هات وقت بده
اول عمومی هاتو بخون
حالا تا چند ماه وقت عمدت رو بذار رو عمومی هات و اختصاصی های پیش دانشگاهی رو هم با جدیت کنار عمومی هات دنبال کن
و یه نکته دیگه...
زیادتر از حد خودت تلاش نکن
در حد خودت تلاش کن
اگر حداکثر توانت هشت ساعته، یهو ده ساعتش نکن
این جوری کم میاری
همون طور که من کم اوردم
...
من حداکثر توانم نه ساعت بود
ولی روزی دوازده ساعت رو پر میکردم
و همین باعث شد بعد از چهار ماه کم بیارم
و من اینو به جرات میندازم گردن مشاور مدرسمون
اون بود که این بلا رو سرم اورد
....
من ماردم بهم گفت بچه این قدر زیاد نخون از درسات زده میشی ها
گفتم نه مشاور مدرسمون گفته اِله بِله و چوبش رو هم خیلی زود خوردم
من مشاور مدرسمون رو هیچ وقت به خاطر این اشتباهش نمی بخشم
مطمین باشید توی نفرین های من جا گرفته
.....
و آخرین مطلب...
کلاس کنکور شرکت کن ولی نه هر کلاس کنکوری
به درد بخوراش رو برو
اگر یه جلسه نشستی و دیدی به درد نمیخوره وقت خودتو هدر نده
و ضمنا اگر مدیر مدرستون گفت به درد نمیخوره توجه نکن
اون میخواد دردسر خودشو کم کنه
من مدیر مدرسم رو هم به این خاطر نمی بخشم
اون رو هم نفرین میکنم
و
دیگر هیچ......
این چیزیه که من میتونم بهتون بگم
البته فعلا فقط قسمت هایی رو گفتم و بعدا اگر خدا خواست قسمت های دیگه ای رو هم بهش اضافه میکنم
پایان بخش حرفام جمله ایه که امیدوارم در مورد شما صدق نکنه:
"دو نوع از افراد هستند که همیشه تسلیم شکست می شوند. اول گروهی که فکر می کنند ولی به فکرشان جامه عمل نمی پوشانند و دوم آنانکه بدون تفکر به کاری می پردازند."
سلام. خوب هستید که؟ امیدوارم تمام مشکلات زندگیتون حل بشه مثل مشکل این دوستم که انشا اله که بتونه به دور از دغدغه خوابگاه و موارد دیگه به تحصیلش ادامه بده. اما امروز نمیخوام اصلا خاطره بگم یا از چیزی انتقاد کنم. میخوام حرف دلمو بزنم. همین.پس خواهشا تا آخرش بخونید.
.........................................................................................................
خیلی وقتا شده که در هنگام خوندن نماز به جای اینکه حواسمون به حمد و قل هو اله و سبحان اله و غیره ای باشه که میگیم میریم سراغ حوادثی که در طول روز برامون اتفاق افتاده. البته این موضوع بیشتر درمورد نمازهای ظهر و شب اتفاق می افته ولی خداییش با اینکه صبحها خواب آلود تری حواست بیشتر پیش خداست.چقدر به این نکته توجه میکنیم که تا یه جایی میریم که نمیدونیم برای نماز خواندن قبله از کدام طرفه.از صد نفر این مورد را میپرسیم یا خودمون وارد عمل میشیم. اما چقدر در اصل کار با خدا همراهیم.؟اگه دلت با خودش باشه همه اینا جزئیاته. چند روز پیش یه حاج آقایی در یکی از برنامه های فکر کنم شبکه دو بود بالا منبر سخنرانی میکرد. من که زیاد با این صحبت ها علاقه ای ندارم ولی اون روز نمیدونم چطور بود که چند دقیقه به حرفاش گوش دادم. یکی از موضوعاتی که بهش پرداخته بود وضو گرفتن و حقیقت وضو بود. اما روی چند نکته خیلی تاکید میکرد. و این حرفارو چندین بار هم از دبیر معارف خودمون شنیده بودم که اگه یه بار آب بریزی رو دستت خوبه اگه دو بارش کنی مستحبه اگه سه بارش کنی باطله. دلایلی که برای این نوع وضو گرفتن می آورد زیاد منطقی نبود. فقط همون حرفای تکراری همیشگی رو بازگو میکرد. چند دقیقه با خودم فکر کردم چرا در مورد این موضوع صحبت نمیکنه که دل آدم پاک باشه قلب آدم صاف باشه. چه فایده داره دست و پا و اصلا همه جسمتو شست و شو بدی اما توی دلت پر از دورویی و کینه و کثیفی باشه. حالا چه یه بارچه دوبار چه صد بار. چه خوب میشد اگه در تنهایی هم همونطوری نماز بخونیم که داخل مسجد جلوی چند نفر میخونیم. چه خوب بود به جای کشیدن ضالین یه مقدار به اصل و بار معنایی این کلمه و کلا خود سوره حمد توجه کنیم. نمیگم خودم نماز خوندنم بیسته اتفاقا این صحبتارو میزنم بلکه خودم خجالت بکشم و اصلاح بشم. اما به خدا نماز جماعت واسه همین نمیرم که مبادا نمازمو به شکلی متفاوت با تنهاییم بخونم . که مبادا پیش خودم بگم چه خوب شد چند برابر ثوابش بیشتر از نماز فراداست. که مبادا وقتی که چند تا از دوستامو دیدم بگم امروز نماز جماعت صف اول بودم. اما چه فایده وقتی یکی دیگه رو هم میبینی که نمازش پره از ریاکاری بازم خجالت میکشی. دیگه چه برسه به اینکه اون یه نفر یکی از افرادی باشه که بخوای ازش چیز یاد بگیری.این اتفاقو چند سال پیش وقتی از یه دبیر که الان یکی از مسئولین شهرستان هست دیدم خیلی ناراحت شدم از اینکه میخوام از چه کسی درس بگیرم اونم درس معارف.وقتی موقع امتحان اومد سر کلاس.امتحان درس خودش بود. اما موقع ظهر بود داشتند اذان میگفتند اومد داخل همون کلاس که امتحان میدادیم یه زیرانداز پهن کرد و یه سجاده آورد و شروع کرد به خواندن نماز. این در حالی بود که میتونست نمازشو بعد بخونه یا بره داخل یه کلاسه دیگه نمازشو بخونه . چرا این کارو داخل همون کلاس جلوی 15نفر دانش آموز انجام داد.؟ از اون موقع این برام سواله. خدا کنه فقط توجهش پیش اونی که باید باشه،بوده باشه. به خدا این بحثو تا اینجا ادامه ندادم که اینو بگم همینطور که داشتم تایپ میکردم این اتفاق یادم اومد.بازم میگم این مطالبو نوشتم واسه اینکه هر وقت به خلوت مستان سرزدم این پستو ببینم و بیشتر بهش فکر کنم. شاید زیاد براتون اتفاق افتاده باشه وقتی که میخوابی تا میاد کامل خوابت ببره چند دقیقه ای طول میکشه. اون چند دقیقه به نظر من بهترین زمان برای راز و نیاز با خدای خودته. مهم نیست دراز کشیده باشی. مطمئن باش بی احترامی نیست . اون موقع دل آدم خیلی هوای خدای خودشو میکنه. من که اینطوری ام. نیم ساعت آخر شبا قبل از خواب برام بهترین دقایق همون روزه. اون موقع آدم خیلی احساس عجز و ناتوانی بهش دست میده ولی وقتی توی دلت شروع میکنی باهاش صحبت کردن اونم جوابتو میده. وقتی هم که صحبتش باهات تموم میشه اصلا نمیفهمی کی خوابت برده نگاه میکنی میبینی صبح شده. اما اصل کلامم این بود . مهم نیست چطور میخوای با خدات صحبت کنی. با زبان عربی فارسی یا انگلیسی مهم نیست خوابیده باشی یا سر پا یا حتی در حالت سجده. مهم نیست اطرافت کسی باشه یا نه. مهم اینه که حرفه دلتو بهش بزنی حتی بازبان فارسی حتی وقتی میخوای بخوابی حتی اگه اطرافت کسی باشه . تو دلت باهاش حرف بزن. اون موقع هست که میفهمی واسه چی پیامبر انقدر تاکید داره با خدای خودت راز و نیاز کن. پیامبر بهترین راه و روش راز ونیاز با خدارو نماز خوندن وسجده در مقابل پروردگار و سخن گفتن به زبان عربی میدونست. اونطوری دلش آروم میشد. احساس راحتی و سبکی میکرد. اما تو چطور آروم میشی . راه و روش خودتو پیدا کن ...
همونطوری که شبان در شعر مولوی راه راز ونیار با خدارو پیدا کرده بود وحتی میگفت ای خدا تمام بز و میش های من فدای تو اون موقع بود که حضرت موسی این عمل رو از جانب شبان شرک میدونست ولی خود خدا فرمود این شرک نیست اگه دلش صاف باشه در نظر من بهترین عبادت و راز و نیاز و تشکر از منه.
خلاصه کلام خودت میدونی من که بنده ی ضعیفی هستم که دربرابر گناهان زیاد مقاوم نیستم . اما اگه خدارو داشته باشم هیچ غمی ندارم. خودش کمک میکنه. توکل بر خدا.
......................................................................................................
روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت هر کسی غصه اینکه چه میکرد نداشت چشمه سادگی از لطف زمین میجوشید خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت.
امیدوارم که مثل همیشه خوب و خوش و خرم باشین
همون طور که دیدید توی این یکی دو هفته و در غیاب من اتفاقای زیادی افتاده و اون دوستمون که مطلب نمی ذاشت مطلب گذاشته و تازه بهتر از اون که یکی از بهترین دوستان دوران مدرسه هر سه تامون هم به جمع نویسندگان این وبلاگ پیوسته که صد البته چون انشا نویس!!! خوبی هستش مطمئن باشید خلوت مستان روز به روز بهتر میشه
خب می خوام برم سر موضوع اصلی
و
اون این که....
من چند روزیه دارم میرم دانشگاه
و
توی این چند روز اتفاقای زیادی افتاده
اول این که توی خوابگاه یه اتفاقایی افتاد که من باید روی زمین بخوابم
دوم این که استادها لطف دارند و تشریف نمیارن سر کلاس ها (خودشونو خیلی تحویل می گیرن)
و سوم این که من دارم از عدم وجود چای و آب جوش در خوابگاه می میرم...
اما
در مورد اتفاق اول باید بگم که این اتفاق زمانی رخ داد که دانشگاهمون لطف کرد و ظرفیت خوابگاه ها رو به دانشجویان کارشناسی ارشد اختصاص داد و قول خودشو زیر پا گذاشت که فلان درصد از دانشجویان کارشناسی جدیدالورود خوابگاه میگیرن
و این فقط می تونه حاکی از عدم وجود برنامه ریزی در ساختار یکی از دانشگاه های ایران که به عنوان قطب علمی هم شناخته شده باشه
و اصلا یکی از دلایلی که من این دانشگاه رو انتخاب کردم دادن خوابگاه بود
البته از حق نگذریم خوابگاه دادن ولی قربون ندانشون
دویست هزار تومن پول بی زبون رو از من گرفتن حالا میگن تخت نیست رو زمین بخواب!!!
تازه می خواستن کمد هم ندن که با تجمع دانشجویان جدید الورود قبول کردن که لطف کنن و کمد بدن
و این است نتیجه قبولی 9 نفر از هر 10 نفر در دانشگاه
و چقدر خوبه که دوستان در سازمان سنجش لطف دارن و این قدر خوب برنامه ریزی می کنن تا فقط بیان پشت تریبون و بگن ما از هر 10 نفر 9 نفر را وارد دانشگاه می کنیم (می خوام وارد نکنین)
ولی از حق نگدریم این دانشگاه ما هم سیاست مدارهای خوبی داره چون اول گفتن به همه حتی به شما!!! هم خوابگاه میرسه و پول ها رو جمع کردن و حالا می فرمایند شما رو زمین!!! و شما بیرون، جا نیست!!!
میگیم پولمونو بدید
آقایون می فرمایند مگه شهر هرته، این پولا به حساب ریخته شده و استرداد ندارن حتی برای شمایی که بهت خوابگاه نمیرسه
این جاست که میگن :" این است خودروی ملی!!!"
اما
در مورد لطف استادها که همش دارن می چرخن و میگردن همین بس که اونا خودشون رو خیلی رنگین خون تر از ما میدونن و افتخار آشنایی در هفته اول رو از ما دریغ میکنن
و این هم به خاطر روییه که د و ل ت م ر د ا ن محترم در سازمان سنجش بهشون میدن
به هر حال دستشون درد نکنه!!!
و سوم امان از این غذای خوابگاه ها، به خصوص اگر توی ماه رمضون افطاریش با چایی همراه نباشه
من تو همین چند روز دل درد افتاده به جونم هم به خاطر غذا و هم به خاطر کافور زیاد در غذا و طعم افتضاح غذاها که آدم رو مجبور میکنه گشنگی رو بر سیری ارجحیت بده
و دیگر این که به قول مولانا
پس سخن کوتاه باید والسلام...
فقط میخاستم بگم سیاسی نگین .خواهشا.
شعار همه ما:یاعلی
یا علی
سلام. امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشید. البته بعید میدونم که بزارند که این طور باشه. از کنکوری های بد بخت نگذشتند وحسابی حالشونو گرفتند. این بحثو دیگه همتون خوب فهمیدید. واقعا ما به عنوان یک جوان ایرانی چقدر به آینده امیدوار شدیم.!!!!
با این برنامه ریزی سازمان سنجش اونایی هم که امید داشتند که سال دیگه بخونند و قبول بشند اونا هم امیدشونو از دست دادند
.چون میدونند هر چی هم که بخونند نمیتونند اون دانشگاه مورد علاقشون که مثلا داخل استان خودشون نیست را بیارند. چون افراد بومی همون استان هستند که با تراز های پایین تر همون دانشگاهو بیارند. به هر حال این هم یکی دیگه از نوآوری های امسال هست
. هرچی باشه امسال سال نوآوری وشکوفاییه. عدالت اجتماعی هم که یکی از اصول این (د ول ت ) هست ومحاله توی این دوره حق کسی ضایع بشه
و با همه با عدالت برخورد میشه....حالا اگه چند هزار نفر با رتبه های خوب قبول نشند میشه چشم پوشی کرد به هر حال همه که نباید دکتر و مهندس بشند
به مشاغل دیگه هم تواین مملکت نیاز هست. اصلا این کار سازمان سنجش یه برنامه ریزی درست و اساسی بود
چون نیاز به مشاغل دیگه خیلی زیاد بود و پیش خودشون گفتند بابا خیلی ضایعه این همه مهندس بخواد یا بیکار باشه یا اینکه بره سراغ کارهایی که در حد و اندازش نیست.
خوب حالا ما چرا بیایم انقدر دکتر و مهندس تحویل این جامعه بدیم و بعد از این همه درس خوندن بشند یه کارگر یا یه کارمند ساده میایم از همون اول اینارو به دانشگاه راشون نمیدیم و انقدر علافشون نمیکنیم و از همین سن 20 سالگی یه کاری بهشون میدیم که نیاز به مدرک تحصیلی نداشته باشه.اینجوری هم آدم بیکار کمتر داریم و هم این همه هزینه صرف درس خوندن این همه آدم نمیشه
. حالا فهمیدید برا چی سازمان سنجش بحث بومی سازی کنکور رو انجام داد.
؟ خدا خیرش بده که به فکر جوونای این مملکت هست.


